![]() |
![]() |
|
| درد و دل |
|
چه حالی داد این تعطیلات.صبح میرفتم بیرون شب میامدم.به جز ۴روز که ۴جلد کتاب خوندم(اتش بدون دود).
چه اتیش هایی که درست نکردیم. بعضی شب ها هم بیرون میخوابیدیم.تو چادر.غذا همهمون جا.
اون استوانه سیاه را هم قاللاو میگن که باهاش چایی درست میکنیم.اون شب ۴ نفری ۸ تا از اون را پر کردیم و خوردیم.
تیم فوتبالمون هم که بال های شاهین ۸۴ را شکست و علاوه بر راهیابی یه فینال به لیگ برتر هم راه پیدا کرد.این بازی که کاملا یکطرفه بود با نتیجه ۷-۱ به نفع ما به پایان رسید.امین و احسان ۲تا ونیما ۳تا گل به ثمر رساندند.امین و نیما هر کدوم یکی از گل هاشون را با دریبل زدن دروازه بان به ثمر رساندند. به خاطر فرهنگ سازی اتفاقات افتاده در سکو ها را نادیده میگیریم.بالاخره اوژن هم پس از برداشتن عقلش(دندان)سر عقل امد و برای تشویق اومد سالن.سیاوش کاوه فرهاد محسن سبحان و زانیار هم امدن که بسیار بسیار ازشون ممنونیم.
امين گفت که نظرتون را در مورد رنگ لباس بدین. برای این ترم هم پینگ پونگ انتخاب شد.روزهای زوج. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:43 توسط مصطفي |
|
|
سلام
اینم از جزوه ها: http://tinyurl.com/tums-mehr85 |
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:32 توسط مصطفي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گالان اوجای یموتی را انگونه که روایت
کرده اند ، توصیف میکنم: او مردی بود خوش صورت، نیرومند ، چابــــــک، تند، تیز،عصبی،ناارام،جوششـی،خوشـرو، خندان و ســـــــاده دل! |
| پیوندها |
|
امید ردپا ايه ها ي دوست داشتني محمد مجتبی پرتغالي دود ناگفته های گفتنی خلوت نشین هرميون |
|
RSS
|