تبليغاتX
hosneentekhab.blogfa.com
درد و دل
در بازی ۱/۴ تیم غزه را در هم کوبیدیم.در یک بازی جنجالی و پرحاشیه که ۳ کارت قرمز و چندین کارت زرد داشت تیم غزه دارو را شکست دادیم.

بازی شروع میشه و بچه ها حمله میکنن . تیم حریف حرفی برای گفتن ندارن.شوت های فراوانی که به سمت دروازه حریف شلیک میشه . در یک موقعیت خوب امین پاس میده به مصطفی و یک شوت محکم که با برخورد به دست دروازه بان به کرنر میره . مصطفی پشت توپ ایستاده یه فرار خوب از امین پاس به امین و یک گل زیر طاق زیبا از امین. بازی را جلو میافتیم. حالا یه حمله از اونا و یه حمله از ما همین جوری ادامه داره که صادق خطای ۴ ثانیه انجام میده.هر پنج نفر روی خط دروازه دیواره دفاعی را تشکیل میدن داور سوت میزنه و یک شوت محکم که حاجی به صورت رفلکس سرش را کنار میکشه و اونا گل میزنن.دوباره حمله میکنن و جلو میافتن. افراز حالا جنگ روانی را شروع میکنه و داور ها هم به تبعیت از این حرکت گل ما را مردود اعلام میکنه.اینجاسا که مصطفی و احسان جنگ روانی را شروع میکنن که به علت بداموزی وارد جزییات نمیشیم نتیجه این کار سه اخراجی یکی از ما و دو تا از اونا.بچه ها با این کار انرژی میگیرن و در سه دقیقه باقیمانده دو گل میزنن و ما بازی را میبریم.نکته جالب خیل عظیم تماشاگران بود که جا دارد همینجا از فرهاد احسان سیاوش مرتضی داداشه نیما و زانیار که ۹۰ دقیقه بعد از بازی امد تشکر بکنیم.

+ نوشته شده در  ساعت 10:27  توسط مصطفي | 
واقعا که علوم پایه فشار زیادی رو بچه ها اورده بود چون بازی بعد از علوم پایه را بردیم اونم نه یه گکل بلکه:

بازی شروع میشه این دفعه برای اولین بار قراره که سهند هم بازی کنه.بچه ها بازی را طوفانی شروع میکنن حریف پزشکی ۸۶ و بچه ها شناخت کاملی از تیم حریف دارن.موقعیت ها یکی پس از دیگری هدر میره تا اینکه مصطفی پاس میده امین و گل اول.دوباره حمله و این دفعه امین روی یک حرکت انفرادی گل دوم.امین میده به مصطفی .اونم به امین .امینم به احسان و گل سوم.مصطفی فرار میکنه و گل چهارم.نیما میاد تو و گل پنجم.ششمی را هم مصطفی میزنه.هفتمی را هم نیما میزنه.۸۶ ها حمله میکنن و یه شیرجه قشنگ از صادق که علاوه بر مهار توپ سالن را هم به لرزه در میاره.هشتمی احسان نهمی مصطفی و اخری را هم نیما میزنه و ۸۶ را نابود میکنن.

+ نوشته شده در  ساعت 19:40  توسط مصطفي | 
   کم کم بچه ها دارن برمیگردن.ویژگی مشترک همشون هم ریش و موی بلند به نشانه این که دارن درس میخونن و وقت ندارن برای این جور کارها.به هر حالبازی دوم را هم انجام دادیم.اما بر خلاف شایستگی و در میان تعجب همگان باختیم.بازی با سوت داور شروع شد نمیدونم چی شد که یه حمله کردن و گل زدن هنوز یه دقیقه هم از شروع بازی نگذشته بود.حملات بی امان ما ادامه پیدا کرد تا اینکه نیما با یه حرکت زیبا بازی را به تساوی کشاند دوباره حمله میکردیم اما دروازبانشون خیلی قوی بود(دروازه تیم هندبال یکی از باشگاه های تهران است.)به هر صورت اونا گل دوم سوم و چهارم را هم زدن.ما هم هی حمله میکردیم هی میگرفت نیما دوباره یه حرکت قشنگ انجام داد وگل .۴-۲ شدیم.دوباره حمله و ایندفه احسان گل زد.۴-۳.اما این دفعه به قول بکن بائر ناشی گری کردیم.بکن بائر میگه:هرتیمی که بلافاصله بعد از گل زدن گل بخوره ناشیه.ماهم گل خوردیم نه یکی بلکه دوتا.بازی ۶-۳ تمام شد اما چیزی که مشهود بود بازی بد مصطفی و نفس کم اوردن بقیه بچه ها بود.از بس که علوم پایه روشون فشار اورده!!!!!!!!
+ نوشته شده در  ساعت 19:52  توسط مصطفي | 
   بعضي از چيزهايي كه ادم ها دوست دارن و مي خوان به اون برسن از نظر بقيه خنده دار هست.اينا گرچه براي صاحبشون هم ارزش زيادي نداره اما صاحبشون دوست داره كه بهشون دست پيدا كنه هرچند تلاش زيادي هم براش انجام نميده.نمونش خودم كه بعضي چيزها را دوست دارم اما زياد براشون تلاش نكردم كه بهشون برسم.

مثل اينا كه دوست دارم بهشون برسم:

1-كفشم سال اول كه ميپوشم هيچيش نشه.

2-با راه رفتن خسته بشم.

3-زانو هام زخم نداشته باشن.

4- 11شب بخوابم و 6صبح بيدار شم(هردو تا ارادي باشه)

5- 8تا پله را بتونم برم بالا

+ نوشته شده در  ساعت 14:16  توسط مصطفي | 

    بازی مثل همیشه با ۱۰ دقیقه تاخیر شروع شد.بازی با دانشجوهای ارشد و دکتری بهداشت.اولش بازی روان بود و بازی در وسط زمین جریان داشت.دقیقه ۱۰ امین و مصطفی فرار میکنن. و شوت و گل ... امین اولین گل را میزنه.اونا جلو میکشن اما ما عقب نمیکشیم. یه حمله دسته جمعی میکنیم.احسان اشتباه میکنه و اونا سه به تک میشن و گل ....مساوی امین میگه اشکال نداره. نیمه دوم بچه ها خوب شروع میکنن و فقط حمله.صادق سه چهارتا موقعیت را میگیره.حاجی پاس بلند به مصطفی اون به حاجی .حاجی به احسان و یه شوت محکم از احسان و گللللللل.بچه هادارن راه میافتن دوباره یه حمله و شوت و گللللل دوباره احسان.بچه ها حمله میکنن مصطفی فرار میکنه از چپ ایم پاس میده و ضربه فنی!از بین دوتا پای دروازه رد میشه و گلللل.بازی اول را ۴-۱ بردیم.

+ نوشته شده در  ساعت 20:31  توسط مصطفي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
گالان اوجای یموتی را انگونه که روایت

کرده اند ، توصیف میکنم: او مردی بود

خوش صورت، نیرومند ، چابــــــک، تند،

تیز،عصبی،ناارام،جوششـی،خوشـرو،

خندان و ســـــــاده دل!

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
امید
ردپا
ايه ها ي دوست داشتني
محمد
مجتبی
پرتغالي
دود
ناگفته های گفتنی
خلوت نشین
هرميون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان