![]() |
![]() |
|
| درد و دل |
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:34 توسط مصطفي |
|
|
عجب تعطیلاتی
از اتیش بازی
تا شیطنت با پسرخاله ها
و موقع نهار
و عنکبوت بیچاره که اشتباهی کباب شد
و سگ چوپان که منتظر باقیمانده ها بود
اما براش چی موند:
این هم یه نوع دیگه پخت و پز
و قارچ هایی که پیدا کردیم:
و اینم نعمان که کلی بزرگ شده.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 14:9 توسط مصطفي |
|
|
سلام محمد جان یه جوجه کوچولویی بوده که دلش می خواسته پرواز بکنه اما هنوز وقت پرواز کردنش
نرسیده بوده.تا اینکه تو یه روز سرد زمستانی وقتی تو لونشون بوده مادرش میگه که من
دارم میرم دنبال غذا از جایت تکون نخور. جوجه بعد از اینکه مامانش میره با خودش
میگه که بهترین موقع پرواز و از لونشون می پره پایی تا پرواز کنه اما نمیتونه و تپ
!! می افته زمین. جوجه از سرما جیک جیک میکنه تا این که اقا گاوه میاد و جوجه را
نگاه میکنه و بعد یه دانه از اون کیک های گندش رو می اندازه روی جوجه. جوجه ناراحت
میشه اما دیگه احساس سرما نمیکنه. یه مدتی می گذره تا اینکه یه روباه میرسه و جوجه رو میبینه از تو کیک برش
میداره و خورده ریزه هایی را هم که بهش
چسبیده را پاک میکنه . جوجه خوشحال میشه اما روباه چیکار میکنه؟ هاپ جوجه را می
خوره. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:59 توسط مصطفي |
|
|
taze yil arezolory taze yillo taze dostlor kop bolson tazan yannan ayilirmasin koneler yop chalishsmo yalogh dost chalishsogh ....ertesi gon dost tabmomiz ghinonor Kerim Ghorban Nefes ارزوهاي سال نودر سال نو دوست هاي نو زياد باشه و در كنار دوستان نو دوستان قبلي هم فراموش نشن اگر عين عوض كردن لباس هامون دوستانمون رو هم عوض كنيم فردا روز دوست پيدا كردن سخت ميشه... كريم قربان نفس |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:15 توسط مصطفي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گالان اوجای یموتی را انگونه که روایت
کرده اند ، توصیف میکنم: او مردی بود خوش صورت، نیرومند ، چابــــــک، تند، تیز،عصبی،ناارام،جوششـی،خوشـرو، خندان و ســـــــاده دل! |
| پیوندها |
|
امید ردپا ايه ها ي دوست داشتني محمد مجتبی پرتغالي دود ناگفته های گفتنی خلوت نشین هرميون |
|
RSS
|